خرید عینک آفتابی اصل فروش کارتن خالی اسباب کشی آگهی رایگان بلیط هواپیما قیمت گوشی تعمیرات موبایل مشاوره تحصیلی مجله اینترنتی مگیتو مدرک معادل
بستن تبلیغات [X]
از تهی سرشار
از تهی سرشار

روزی همه ی زندگی ام بر محور وجود تو میچرخید. امروز اما با من بیگانه ای. رفتی بی خداحافظی،‌ بی حرف و بی کلامی. گفته بودی میمانی اما ... امروز مینویسم تا فراموش نکنم آن روزها و لحظه ها را. امروز مینویسم که اگر روزی از سر اتفاق گذارت به این کوچه افتاد، بدانی که هنوز هم من همانم که بودم،‌ اگر چه که تو دیگر با من بیگانه ای. مینویسم تا بدانی که هنوز دلم برایت تنگ میشود. مینویسم که فراموش نکنم آن روزهای درگذشته را ...
به قول سید علی صالحی:‌‌
تکلیفِ تمام ترانه‌های من
از همین اولِ بسم‌اللهِ بوسه معلوم است
سلام، یعنی خداحافظ!
خداحافظ جایِ خالیِ بعد از منِ غریب
خداحافظ سلامِ آبیِ امنِ آسوده
ستاره‌ی از شب گریخته‌ی همروزِ من،
عزیزِ هنوزِ من ... خداحافظ!




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 126 ،
نه قاصدی که از من آرد
گَهی به سوی تو سلامی
نه رهگذاری از تو آرد
گَهی برای من پیامی ...



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 122 ،
2015-08-05

خود کرده را تدبیر نیست! همین!




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 111 ،
2015-08-07

لعنت به خاطرات و یادها. نفرین به شباهتها. لعنت و نفرین بر این دل! همین!




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 124 ،
2015-08-11
به هر کجا که باشم تو با منی!




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 120 ،
2015-08-12

هنوز گاهی دلم برایت تنگ میشود. هنوز گاهی به خوابم میآیی. هنوز به هرکجا که میروم بی‌آنکه بخواهم تو را به یاد میآورم. گاه دلم میخواهد همه چیز را فراموش کنم، اما ... نمیدانم بدون یاد ِ تو چگونه زندگی کنم. دلم برایت تنگ است، تو اما نمیدانی!




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 117 ،
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که پیش ازین نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده سر در کمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست ، عشق کدامست ، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آن چنان که اگر ببینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های ترا دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
بیمار خنده های توام بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب!

-شعر از فریدون مشیری
-عنوان از من!




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 116 ،
میدانم که گذشته ها گذشته اند. میدانم روزهای رفته هرگز تکرار نخواهند شد. میدانم هرگز من و تو، ما نخواهیم شد. همه ی اینها را میدانم اما ... اما هرشب با یاد تو به خواب میروم و هر صبح چشم با یاد تو بیدار میشوم. افسوس که قدر روزهایمان را ندانستیم. حسرتا که عمر خنده ها و شادیهایمان کوتاه بود. امروز در طول راه این شعر مولانا در ذهنم چرخ میزد:
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
بسیار فتاده بود اندر غم عشق
اما نه چنین زارکه این بار افتاد
هر روز دلم در غم تو زارتر است
وز من دلِ بیرحم تو بیزارتر است
بگذاشتی ام، غم تو نگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفادارتر است!




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 125 ،
حالا که گریه دوای دردم ِ
چرا چشمم اشکشو کم میاره
...




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 119 ،
یاد تو هرجا که هستم با منه
داره عمر منُ آتیش میزنه!


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 116 ،
من اندر خود نمیبینم
که روی از دوست برتابم!




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 104 ،
آن روزها، سکوت من رازی عاشقانه بود. آن روزها، در من همه شوق ماندن بود و تو آن بودی که میگریخت. آن روزها همه ی روزهایم از تو پر بود، همه ی بودنم از تو بود. این روزها، از تو و از خود دورم. این روزها، گاه فکر میکنم آن روزهایی که تو را میپرستیدم چه دورند. آن روزها رفتند و این روزها درد دارند. آن روزها رویای آسودن من تو بودی. این روزها، آسایشی ندارم. این روزها دلتنگ تو که میشوم، به خود هی میزنم که فراموش کن. او رفته است و دیگر هرگز از تو سراغی نخواهد گرفت...




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 106 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 3028
  • بازدید امروز :2
  • بازدید دیروز : 2
  • بازدید این هفته : 38
  • بازدید این ماه : 147
  • تعداد نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 12
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی
بالای صفحه